جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
281
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
مىكنند ؟ » البته على گفت : « همه » زنان و نه گفت بانوان « بزرگان و اشراف » ! . . . بدينترتيب ، على بهزودى ، در آن ساعتى كه اداره امور مردم بهدست او سپرده شود ، از همينجا كار را آغاز خواهد كرد : فراهمكردن نان و آب و پوشاك براى همه مردم ! با اسلوب و روشى كه به راههاى سوسياليسم نزديكتر است . « 1 » و البته طبيعى است كه على كار را از اينجا شروع كند ، زيرا او بهخوبى مىداند تازيانههاى دردناكى كه خداوند مردم را بهوسيله آنها تنبيه مىكند ، زياد است ، ولى هيچكدام از آنها مانند اين تازيانه وحشتزا ، يعنى فقر ، دردناك نيست . آيا او گوينده اين سخن نيست كه اعتقاد عميق وى را به ضرورت رفع نيازمندى مىرساند و از درك
--> ( 1 ) البته بايد توجه داشت كه اصول اقتصادى اسلام ، كه امام در حكومت خود مجرى آن بود ، در روزگارى پىريزى شد كه نه از سوسياليسم خبرى بود و نه از مرحله تكامل يافته آن ، كمونيسم ! . . . و بهطور كلى بايد دانست كه اسلام و رهبران آن ، بهجاى نامگذارى و عوامفريبى ، در دنبال كار و واقعيت بودند و رفاه اجتماع و آسايش توده را - بدون دخالت حب و بغضهاى شخصى - مىخواستند و در اين راه همچنانكه مىدانيم تا پاى جان كوشيدند . و اكنون نيز اصول اقتصادى و اجتماعى اسلام - خواه آن را « سوسياليسم اسلامى » بناميم يا بهقول مرحوم آيتاللَّه كاشفالغطاء « اشتراكيت صحيح » بخوانيم ، اگر آنطور كه هست اجرا شود ، بدون شك ما داراى مزاياى سوسياليسم و فاقد زشتىها و جنايات كاپيتاليسم خواهيم بود . البته در صورتى كه حكومتى صالح و اسلامى ، به مفهوم واقعى كلمه وجود داشته باشد و در صورتىكه اصول اقتصادى و اجتماعى اسلام ، آنطور كه هست ، بدون تحريف و تدليس ، اجرا گردد و گرنه از جامعههاى بهاصطلاح اسلامى امروز ، كه نه از اسلام خبرى است و نه از حكومت آن ، انتظار اصلاحات بنيادى و تحولات عميق را داشتن ، خواب و خيالى بيش نخواهد بود ! . . . م